نشانه
زندگي
شايد
آسان تر مي بود
اگر هرگز
تو را نديده بودم
شايد
آسان تر مي بود
اگر هرگز
تو را نديده بودم
"چارلز بوکوفسکی"
نشانه
ترس ِ از مرگ
در سحرگاه مستبد ِ بی چراغ و فانوس
از دست هیاهوی مردم ِ چشمانت
گریزگاهی می جوید.
با چشم هایت
امواج لرزان مرگ را
در پایه های سست زیر پای اعدامیان
به تمسخر می نشینم
***
نه در واژه های تکه تکه ی میان این ورق پاره ها
نه در موسیقی ی یک دست باران
نه در فنجان ِ قهوه ای ِ بی خاصیت
هیچ کجا
نشانه ای از چشمانت نمی بینم
نه در معابد دیرسال ِ شرقی
نه در چارطاقی های بی تقویم ِ تاریخ
نه در سر در ِ عمارت های باشکوه ِ بی روزن
هیچ کجا
نشانه ای از چشمانت نمی بینم
***
چشمت مالک دنیاست
امپراتوری بی تاج و تخت
پی نوشت:
قاب می گیرم چشمانی را که واژه واژه ، سطر سطر
باریدند.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۳/۰۶/۲۲ ساعت 16:46 توسط حمیدرضاسلیمانی جمال آبادی
|
مرگ را دیده ام من