تقدیم به استاد شفیعی کدکنی
با سلام عرض ادب خدمت دوستان
امروز19 مهر سال روز تولد دکتر شفیعی بزرگ است.
سروده ای ست تقدیمی به چشمان پر مهر و دستان زحمت کش استاد
بادا که مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
از پلنگی ترین ماه ِ این سرزمین
به خانه ام
تابیدی
در درونم رخنه کردی
و هم دوش درناها
آبان های پر رنگ این حوالی را
به وداع
دست تکان دادی.
در رگ های تاریخ جاری شدی
قرن ها
و قرن ها
و قرن ها
حالا
درست نشسته ای
بر گونه های زخمی عین القضات
برای منصور
دار را
حلاجی می کنی
و شیخی را
به سمت اشراقی دیگر
هدایت می کنی
در تاریخ جان می گیری
هرات و سمرقند را یک سره درمی نوردی
گل می کنی
در سبزِگیسوان این گندم زار
که سیلی بادهای تاتاری ِ بسیاری را
به جان خریده است
تا اردیبهشتی را با تو
بوزد.
*
با کدام پلنگ ِ کشیده قامت
دویده ای
که ماه ها
هماره سراغ ات را می گیرند
کدامین تقویم را بلعیده ای
که تاریخ
روز و شب را
در چشمان تو
ورق می زند.
*
فرقی نمی کند
از هر سمت آسمان که وزیده باشی
وقتی چشمانم را می بندم
شهریوری رسیده
در جانم میل چیده شدن دارد.
مرگ را دیده ام من