خيال پرست
جز قلب تيره هيچ نشد حاصل و هنوز
باطل در اين خيال كه اكسير مي كنند
***
صراف: شما متعلق به دسته اي هستيد كه كنار آمدن با آن مشكل است، بايد قدم به قدم پيش رفت
گوتز: يعني كدام دسته؟
صراف: دسته ي خيال پرست ها
گوتز: يعني كي ها؟
صراف: ملاحظه بفرماييد، من مردم دنيا را به سه دسته تقسيم مي كنم: آن هايي كه خيلي پول دارند، آن هايي كه اصلن پول ندارند و آن هايي كه مختصري دارند.
دسته ي اول مي خواهند آن چه را كه دارند ، حفظ بكنند. نفعشان در اين است كه وضع موجود را به همين صورت كه هست، نگه دارند. دسته ي دوم مي خواهند آن چه را كه ندارند به دست بياورند؛ نفع شان در اين است كه وضع ديگري كه براي آن ها مفيد باشد به وجود بياورند. اين هر دو دسته واقع بين اند، اشخاصي هستند كه مي شود با آن ها كنار آمد.
اما دسته ي سوم مي خواهند نظام موجود را در هم بريزند، تا آن چه را كه ندارند به دست بياورند و در عين حال مي خواهند نظام موجود را حفظ كنند، تا آن چه را دارند از دستشان نگيرند. بنابر اين آن چه را در خيال از بين مي برند، در عمل حفظ مي كنند يا برعكس آن چه را كه به ظاهر حفظ كرده اند، در عمل از بين مي برند.
خيال پرست اين ها هستند.
( نمايش نامه ي شيطان و خدا- اثر ژان پل سارتر- ص 88- ترجمه ي ابوالحسن نجفي)
***
مرگ را دیده ام من